مارفتیم یه جای دیگه
با عرض سلام :
با اجازه ی تمامی دوستان
ما از این وبلاگ رفتیم یه جای دیگه
اگه دلتون برای ما تنگ شد این آدرس ماست:
www.aliabbasi-shaer.blogfa.com
خوشحالم کنید
یا علی
ماییم و نوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی
با عرض سلام :
با اجازه ی تمامی دوستان
ما از این وبلاگ رفتیم یه جای دیگه
اگه دلتون برای ما تنگ شد این آدرس ماست:
www.aliabbasi-shaer.blogfa.com
خوشحالم کنید
یا علی
ببخشید که رفتنی شدم
شاید دیگه نیام به این وب
در پناه امن مولال موحدین امیرالمومنین علی ابن ابی طالب
منو از سر وانکن شاید قراره بمونم
شاید خدا خواست که یه روز راز دلت رو بدونم
منو از سر وانکن طاقت دوری ندارم
آرزومه تو این شبا تو دامنت سر بذارم
آرزومه تواین شبا منو نوازشم کنی
بایه اشاره ی چشات تسلیم به خواهشم کنی
آرزومه لحظه ی خواب لحظه ی تسلیم چشات
تورو تو آغوش بگیرم دوست دارم خیلی زیاد
دلیل زندگی من دوست داشتنم رو بپذیر
رهگذر بارون تویی قدم بذار تو این کویر
خوب میدونم که لایقت نیستمو اسرارمیکنم
توداری میگذری ازم ولی من انکار میکنم
منو از سر وانکن تاکه دلم فدا نشه
اینجوری ترک من نکن روح از تنم جدانشه
تقدیم به رهگذری که مثل من بارونیه

رسیده لحظه ی آخر..............
رسیده لحظه ی آخر که باید بگذریم از هم
منو تنهایو شبها تو تنهایو بی همدم
چه سخته دلسپردن به کسی که آخرش میره
نمیفهمه که از دوریش دلم ازغصه میمیره
رسیده لحظه ی آخرچقدرسردو چه خاموشی
تو رو با عشق میسپارم به دستای فراموشی
تو وقتی اومدی گفتم که تا آخر با تو هستم
نمی دونی چقدر آسون به چشمای تو دلبستم
توداری میری و میگم چقدرخاموش ودلسردی
برو اینو بدون اینبار نمیخوام دیگه برگردی
برو تکرار تنهایی برودنیای بی مفهوم
برو که مرگ دلبستن تو چشمای تو شد معلوم
تو نمی ترسی که شاید از غم عشقت بمیرم
همیشه آرزوم این بود دستای تورو بگیرم
دارم از تو مینویسم یه ترانه یادگاری
پیش کش تو که به قلبم هیچ علاقه ای نداری

تو عشق قدیمی رسیدی دوباره دلم بی حضورت صفایی نداره
تو عشق قدیمی تموم خیالم توی کهکشونها توی تو ستارم
یه بغض عجیبی تو کنج گلومه تو شاید بمونی همین آرزومه
به چشمام نگاه کن دلم زیرورو شه که این دلشکسته همین آرزوشه
یه شب عاشقونه به چشمات رسیدم ولی حیف که بازم از این خواب پریدم
توروباتمومه وجودم نوشتم که شاید بمونی توی سرنوشتم
ببین دست تقدیر دلم رو شکسته که چشمام یه عمره به راهت نشسته
یه لحظه بیا تا از این غم رها شم یه دنیا سکوتم بیا تا صدا شم
تو چشماتو واکن که شب پرنگیره که این درد و غصه یه جایی بمیره
تو چشماتو وا کن ببین خیلی تنهام که از غصه ی تو پر از اشک چشمام
تو چشماتو وا کن که چشمام و بستم که از این جدایی چقدر دلشکستم
سلام ببخشید که یه مدت طولانی غایب بودم شعر زیر یکی از کارای خودمه
تقدیم به دستای گرمتون
(حضور)
نذار که تنها بگذرم از زیر حجم این حضور
شونه هامو آغوش بکش تو غربت شبای دور
محکوم و تبعیدم نکن قصه ی من اسارت
گفتنی رو باید بگم دلم پراز شکایت
من یه مسافرم رفیق مثل یه رهگذر می رم
رسم رفاقت این نبود ولم کنی تا بمیرم
هنوز میون من و تو دیواری ایجاد نشده
بدون که با نبودنت یه مردی تنها تر شده
تموم دل خوشی من دیدن هرروز تو بود
به جای پرواز عشق من یادم دادی راه سقوط
بدونه تو غریب میشم تو قصه ی شب کویر
حکایت دلم شده حکایت یه جغد پیر
آیینه ی چشمای تو انگار منو نمی بینه
حتی تو اوج بی کسی, کسی پیشم نمیشینه
تو اوج بی کسی نذار که گم بشم تو جاده ها
دور دلت دیوار نکش واسه حضور این صدا
گفتم که تبعیدم نکن به جاده های سرنوشت
حضور تو ازم نگیر توی واسم فقط بهشت
سلام:
خیلی وقت بود که میخواستم یه شعر زیبا بنویسم .خوب البته خیلی وقته که
دارم شعر میگم اما تا حالا هیچکدوموتوی وبم ننوشتم اینبار هم نتونستم
چیزی رو بگم که راضیم کنه تصمیم گرفتم برای آپ ایندفعه یه شعر از یه
شاعر بزرگ واز یه خواننده ی خیلی بزرگ رو اینجا بنویسم.امیدوارم
خوشتون بیاد.
گناه من :
چقدر دستاتو کم دارم چقدر دل تنگ چشماتم
تورو میبینم از دورو هنوز محو تماشاتم
چه بی حاصل به دور تو مثه پروانه میگردم
گناهم شاید این بوده که من عاشق ترین مردم
دلم خوش بود که تقدیرم به دست تو گره خورده
کسی جز دست نا اهلت دل مارو نیاذرده
دلم خوش بود که با عشقت غم دنیا حریفم نیست
شنیدم عاقبت گفتی که عاشق مثل من کم نیست
گلم دلم ندارمت به روم نیار که باختمت
به جون عاشقم قسم دست خدا سپردمت
(خواننده ی این شعر :استاد سعیدشهروز آلبوم پسرم)
.jpg)
نکنه تو هم مثل من عاشقی چشم انتظاری
نکنه تو هم تو شبها خسته از غبار جاده
خواب مهتاب و می بینی که میاد پای پیاده
نکنه هجوم ابرا تورو هم ازما بگیره
ستاره برای بودن دیگه فردا خیلی دیره
حالا که خورشید طلسم قلعه ی سنگی خواب
تونگو عشقا دروغه تو نگو دنیا سراب
با کدوم بهونه باید شب و از تو کوچه دزدید
گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید
ستاره همه غرورم پیشکش ناز تو باشه
تو بمون تا چشمای من با سپیدی آشناشه
من اگه اسیر خاکم تو که جات تو آسمونه
دلخوشم به اینکه هرشب تو بیای رو بوم خونه
همنشینه ابرو ماهی توی اون همه سیاهی
نکنه انقده دور شی که دیگه منو نخواهی
نکنه منو نخواهی![]()
صدای پای تو .................................
عمریه تو خونه نیستی عطر تو گم شده اما
من هنوز دارم میگردم توی کوچه های فردا
این خیاله خوب میدونم که میخوای باهات بمونم
تونزن چوب حراج و بزار چشماتو بخونم
دلمو گذاشتی رفتی تو نپرسیدی چی میشه
تو سرم پر از سئواله چرارفتی تا همیشه
دستمو گرفتیو تو چشماتو دوختی به لبهام
دنیامو انگار گرفته حس غم آلود ابهام
صدای پای تو مونده توی کوچه ی وجودم
پاهتو بزار روچشمام تو که هستی تارو پودم
من به خاطر وجودت رفتموچیزی نگفتم
این نبود سزای قلبم همه حرفاتو شنفتم
اما من منتظرم باز توی لحظه های چشمات
بیا باز بگو غریبی قربون تموم دنیات
وجودت قیمتی بوده برای بودن قلبم
میدونم دوستم نداری اما بازدورت میگردم
تقدیم به آنان که وجودشان قیمتیست.......
تقدیم به تو دوست عزیز..................

زبانم در دهان باز بستس
در تنگ قفس باز استو افسوس
كه بال مرغ آوازم شكستس
نميدانم چه ميخواهم بگوييم
غمي در استخوانم ميگدازد
خيال ناشناسي آشنا رنگ
گهي ميسوزدم گه مينوازد
